شيخ حسين انصاريان

35

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

مراتب ملك و ملكوت عرفا مىگويند : بدان كه ، عقل است كه آدم است و روح است كه حوا است و طبيعت است كه ابليس است و شهوت است كه طاوس و غضب است كه مار است . و اجتماع و تركيب آن جمله ، آمدن است به دنيا و افتراق آن جمله رفتن است از دنيا ، يعنى اجتماع اين جمله آمدن است از عالم غيب به عالم شهادت و از عالم عقل به عالم حس غيب ، افتراق اين جمله رفتن است از عالم شهادت به عالم غيب و از عالم حس به عالم عقل . اى درويش ! در ملكوت ، مَلَك و شيطان هست ؛ در ملكوت عقل و مَلَك است و در طبيعت شيطان . چون عقل و طبيعت هر دو مصور شدند ، از هر دو صورت آدم در ملك ظاهر شد ، پس آدم مركب آمد از ملك و شيطان ، يعنى از عقل و طبيعت ؛ پس در هر كه عقل غالب آمد ، ملكى است بلكه بهتر از ملائكه است ، اگر چه صورت انسان دارد و در هر كه طبيعت غالب آمد ، شيطانى است يا حيوان ، بلكه از حيوان بدتر . . . اين بود مراتب ملك و ملكوت و اين بود بيان كتاب اللّه و كلام اللّه ، كتاب اللّه به صورت كلمه است و كلام اللّه به مثابهء معنى كلمه و تمامى كلمه به صورت معنى باشد . پس مجموع هر دو يك كلمه است ، اسامى بسيار دارد ؛ زيرا كه جمله اسامى وى است ، اما اسم او يكى است كه آن را اسم اعظم و اسم اعلى مىگويند و آن اسم رب است ؛ پس اگر اين كلمه موجودات را به درخت تشبيه كنى ، ميوهء اين درخت موجودات ، آدمى دانا است و آدمى دانا را هم كلمه گويند ؛ زيرا كه هر چه درخت دارد ، ميوهء درخت هم دارد ، پس آدمى دانا ميوه درخت موجودات باشد .